بغض...

لعنت

لعنت به من...

لعنت به من...

لعنت به من....

لعنت به من...

لعنت به من...

لعنت به من...

لعنت به من...

ای خدااااااااااا...

لعنت به من...

چرا باید زیر عذاب وجدان بمونم!!؟؟؟

تو که میدونی قصدم این نبود!!؟؟

دارم داغون میشم تو رو خدا به دادم برس

من فقط به خاطر شما اینجوری کردم

خدایااااااااااا...

تنهامون نزار....

کاش..

کاش..

میمردم و این غلطو نمیکردم

آههههههه...

همش نجاتم دادی ولی اینبار تنها موندم

گذاشتی تنهایی حلش کنم

تو که میدونستی زیرش له میشم پس چرا...!؟؟

من که گفتم غلط کردم... پس جرا ولم کردی!!؟؟

دارم زجر کش میشم

آاآااااااااهههههههههه....

لعنت به ...

غم غربت...

بال

تنها غم غربت

به پرستو ها داد...

بعضی وقتها...

بعضی وقتا یه چیزایی میبینی

دوست داری اشک بریزی

داد بزنی

حرف بزنی

اعتراض کنی

ولی نمیشه

باس خفه شد

بغض کنی 

و 

لبخند بزنی... :-)

دیوار اتاق...

باز هم مثل همیشه که تنها میشوم...

دیوار اتاق پناهم میدهد...

بی پناه که باشی!

قدر دیوار را میدانی...

دلم مرگ می خواهد!

دلم مرگ می خواهد!

بی صدا،

بی هیاهو،

بی شلوغی...

بی گریه ها و ضجه های مادرم؛

آرام محو شوم از صفحه ی زندگی،

جوری که انگار از اول نبوده ام...!

مغازه...

کاش...

یه مغازه بود

آدم میرفت میگفت:

بی زحمت یکم "خیال خوش" می خوام

ببخشید این "خنده های از ته دل" چندن!؟

کاش زودتر تموم شه...

جسم بدون روح...

زنده بودن بی دلیل...

خنده های مصنوعی...

کارهای خسته کننده...

کاش زودتر تموم شه...

هیچکس با من نیست...

هیچ کس با من نیست...

مانده ام

تا به چه اندیشه کنم

مانده ام در قفس تنهایی

در قفس می خوانم...

چه غریبانه شبی است

شب تنهایی من...

مرگ...

مرگ

یک کتاب است

که برای نوشتنش

سالها وقت صرف کرده ای

و یک شب با صدای بلند

آن را برای همه می خوانی...

سکوت...

گاهی،

سکوت میکنی...

چون انقدر رنجیده ای،

که نمیخواهی حرفی بزنی...!؟

مهم نیست...

وقتی میگه مهم نیست،

بدون داره خفه میشه...

آآآهههه...

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین
قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند

کاش میرفتم...

میزنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشه بیتابی ام
میروم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
*

چرا!!؟؟

چقدر زمونه بی وفاست
نمی دونم خدا کجاست
یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟
گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد
بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟
*

کجایی؟؟

کجایی ای رفیق نیمه راهم


که من در چاه شبهای سیاهم


نمی بخشد کسی جز غم پناهم


نه تنها از تو نالم کز...

الهی...

الهی سوختم بی غم الهی/

کرامت کن نم اشکی و آهی

دلقک...

کاش یکی بود دلقک رو میخنداند

صاحب سیرک ورشکست شد....

دلقک ها خودکشی کردند!

صدای ناله ی

گلواژه های زرد می آید...

به دنبالش

سرود سرد می آید...

سرود مرگ می آید...

سرود مرگ

و 

مرگ واژه های درد می آید...

من امشب مرگ میخواهم...

من امشب...

آنچنان از اشتیاق مردنم مستم...

که تا صبح شفق...

با نغمه های ضرب تو ای مرگ...

میرقصم...

من امشب شوکران مرگ میخواهم...

می خواهم...

میخواهم...

اییییییی خدااااااااااااا...

خواب...

دلم...

خواب میخواد...

انقدر عمیق که...

صبح عکسمو قاب کنند...

مرگ میخوام

گاهی دلم مرگ میخواد

مثل الان

مثل تموم اون لحظه هایی که خواستم و نشد

یه چیزی توی گلومه

داره خفم میکنه

گاهی انقدر اون چیز بهم فشار میاره که تموم عضلاتم منقبض میشه

خستم

حداقل یه روز مرگ

به همینم راضیم

تنهای تنها...

نشسته ام...

تنهای تنها...

نه کسی حالم را میپرسد...

نه کسی هوایم را دارد...

عیب ندارد...

سالهاست که...

به این زندگی عادت کرده ام...

صدای تنهایی...

بعضی وقتا !

نمیدونم 

صدای هدفونمو

چقدر زیاد کنم 

که

صدای تنهاییم

به گوشم نرسه...

ب ای مرگ دلتنگم...

از زندگی خیری ندیدم

ساده میگویم...

ای روزها

تنها برای مرگ دلتنگم...

آما مثل نوشته هاشون نیستند...

راست میگند...

آما مثل نوشته هاشون نیستند

مثلا خود من...

خیلی بیشتر از اون چیزی که...

اینجا مینویسم...

دلم میگیره...

خیلی

...

یه وقتایی...

یه وقتایی...

                     دلت میگیره ...؟

یه وقتایی...

                     دلت میشکنه...!

یه وقتایی...

                     دلت تنگ میشه...

اما...

خدانکنه سه تاش باهم اتفاق بیافته...!؟

مد...

خدارو چه دیدی...

شاید یه روزی هم...

تنهایی مد شد.

ما هم شدیم مدلش...

سر بگذارم...

بگذار اگر این بار سر از خاک بر آرم
بر شانه تنهایی خود سر بگذارم

حاله من خوبست...

حال من خوب است اما بازهم بد می شود

آب دارد از سَرِ آبادی ام  رد می شود